تبليغاتX

هميشه با تو هستم

 

به نام آنکه حرمت نگاهش مرگ است

 

 

 

فرشته ی نا مهربون...همیشه پیش من بمون

 

دلم به سوت پرمیکشه ....نشو با من نا مهربون

 

ستاره ها تنها شدن ...عشقای ما سیاه شدن

 

گل های توی باغچه مون ....از زندگیشون سیر شدن

 

نامهربون عزیز من....هستی همیشه عشق من

 

میشه بشه که تو بشی....واسه همیشه یار من؟

 

یاور خوب و خواستنی...ترانه ی ناب وموندنی

 

میشه نری از پیش من....بشی یه یارموندنی؟

 

عزیز من یادت باشه....دعای من همراهته

 

هرجای دنیا که بری....این دل چشم به راهته

ای ستاره ی شبهای تاریک من...

ای نوری که سیاهی قلبم را زدودی ...

و به نور عشق روشن نمودی ...

روزی که چشمانم تو را دید ...

تنها روزی بو د که حکمت دیدن را دریافتم ...

 

خداوندا چه بگویم پیرامون کلمه خواهر.نمیدونم چه حسی داره اما میدونم منم یکی از این خواهرارو دارم .

نازنینم با تمام وجود دوستت دارم نه دیوونتم آخه دوست داشتن یه روز تموم میشه

 

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 12:3 | لینک ثابت |

داداشی جونم دوست دارم

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 20:34 | لینک ثابت |

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 20:27 | لینک ثابت |

 

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 20:18 | لینک ثابت |

 

 

با لب هام

روی چشم هات

علامت تعجب بگذارم

که هر وقت علامت خطر دید

    دلش بوسه بخواهد ؟

 

گفته بودم چنان دوستت خواهم داشت

که معنی دوست داشتن را

عوض کنند  ؟

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 20:8 | لینک ثابت |

واسه داداش حسینم

 بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت

بی آن كه بر لب آرم  در دل خواهم گفت

بی هيچ سخنی  گوش خواهم داد

بی هيچ اندوهی در آغوشت خواهم گريست

بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد

بی هيچ گرمایی كنار آشيانه ی تو آشيانه می كنم

و فضای آشيانه را پر از ترانه می كنم

می پرسند : به خاطره چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 20:1 | لینک ثابت |

امروز چند تا نفس کشیدی؟؟؟ 10تا... 100تا... 1000تا... به اندازه ی تمام نفس هایی که تا امروز کشیدی برام عزیزی داداش ...

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 19:57 | لینک ثابت |



عشق نمی پرسه که تو کی هستی فقط میگه:     تو مال من هستی
عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه:            تو قلب من هستی
عشق نمی پرسه تو چی کار میکنی فقط میگه:   باعث میشی قلب من به تپش بیفته
عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه:      همیشه با من هستی
عشق نمی پرسه دوستم داری فقط میگه:         
 دوستت دارم

تو همان فرشته ای از جنس آدم

تو همونی که تو خنده هام شریکی

تو یه دردو غصه ها واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود

تو یه قطره از خدایی نازنینم

تو همون بودی و هستی که میخوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم

تو واسم دنیای عشقی     تو تموم لحظه هامی

از خدا میخوام که همیشه که کنار تو بمونم

وقتی چشمات گریه میکرد آرزو بوذ که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم

تو یه قطره از خدایی نازنینم با تمام وجود دوست دارم.

 

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:42 | لینک ثابت |

سلام من نازنین هستم (مهدیه) یه داداش دارم خیلی ماهه در کنارش احساسه آرامش می کنم دوسش دارم یه عالمه یه عالمه خیلی کمه دوسش دارم بیشتر از همه.

 

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:23 | لینک ثابت |

                                    

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست

دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست

خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت

                       

                   

                   

دوستت دارم تا همیشه ... تا ابد ... دوستت دارم تا جنون ... تا دیوانگی ... دوستت دارم تا گریه ... تا بهانه ... دوستت دارم تا خاطره ... تا مهربانی ... دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ... دوستت دارم تا انتظار ... تا تحمل ... دوستت دارم تا زخم ... تا ضربه ... دوستت دارم تا شکستن ... تا عذاب ... دوستت دارم تا امید ... تا خیال ... دوستت دارم تا دوباره ... تا دیدار ... دوستت دارم تا عشق ... که برتر و بدتر از آن نمی شناسم ... دوستت دارم

                   

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 20:45 | لینک ثابت |

دیروز به دیدنم آمده بودی با یه دسته گل سرخ و نگاهی مهربان .

نگاهی که که سالها آرزویش را داشتم و تو از من دریغ میکردی.

گریه کردی و گفتی دلم برات تنگ شده است و من فقط نگاهت کردم.

وقتی رفتی اشکهایت سنگ قبرم را خیس کرده بود.

                                                

گفتم: خرابت میشوم.............گفت:آبادی مگر؟

گفتم:ندادی دل به من؟.........گفت:تو جان داری مگر؟

گفتم: ز کویت می روم..........گفت:تو آزادی مگر؟

گفتم:فراموشم نکن.............گفت:تو در یادی مگر؟

                       

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 20:22 | لینک ثابت |


من از تو ميمردم و دوستت داشتم و دارم هنوز

 

من از تو ميمردم
اما تو زندگاني من بودي

تو بامن رفتي
تو در من مي خواندي

وقتي که من خيابان ها را
بي هيچ مقصدي مي پيمودم

تو با من رفتي
تو در من خواندي

تو از مبان نارون ها گنجيشک هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي کرد

وقتي که شب مکرر مي شد
وقتي که شب تمام مي شد

تو از ميان نارون ها گنجيشک هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي کردي

تو با چراغ هايت مي آمدي به کوچه ما
تو با چراغ هايت مي آمدي

وقتي که بچه ها مي رفتند
و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند

تو با چراغ هايت مي آمدي
تو دست هايت را مي بخشيدي

تو چشم هايت را مي بخشيدي
تو مهرباني ات را مي بخشيدي

تو زندگاي ات را مي بخشيدي
وقتي من گرسنه بودم

تو مثل نور سخي بودي
تو لاله ها را مي چيدي

تو گوش مي دادي
اما مرا نمي ديدي

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 13:8 | لینک ثابت |


من از تو ميمردم و دوستت داشتم و دارم هنوز

 

من از تو ميمردم
اما تو زندگاني من بودي

تو بامن رفتي
تو در من مي خواندي

وقتي که من خيابان ها را
بي هيچ مقصدي مي پيمودم

تو با من رفتي
تو در من خواندي

تو از مبان نارون ها گنجيشک هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي کرد

وقتي که شب مکرر مي شد
وقتي که شب تمام مي شد

تو از ميان نارون ها گنجيشک هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي کردي

تو با چراغ هايت مي آمدي به کوچه ما
تو با چراغ هايت مي آمدي

وقتي که بچه ها مي رفتند
و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند

تو با چراغ هايت مي آمدي
تو دست هايت را مي بخشيدي

تو چشم هايت را مي بخشيدي
تو مهرباني ات را مي بخشيدي

تو زندگاي ات را مي بخشيدي
وقتي من گرسنه بودم

تو مثل نور سخي بودي
تو لاله ها را مي چيدي

تو گوش مي دادي
اما مرا نمي ديدي

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 13:8 | لینک ثابت |

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت

هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر

سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر

سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته

وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز

دوستش داري .

                                    دوستت دارم

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 12:40 | لینک ثابت |

نمیدونم که چه جوری حرف دلمو بهت بگم میخوام بگم دیونتم اما توی اینکه تو هم منو دوست داری شک دارم من بارها به خاطر تو از بهترین چیز هر انسان که غرور جلوی دیگران گذشتم اما تو ...........................................! کاش میتونستم هر چیزی که میخوام بهت میگفتم اما.................. زیباترین گل با اولین باد پاییز پرپر شد و بهترین دوست با مرور زمان بی وفا شد این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از .............................. ** ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * **** ***** **** * * *** *** * *** * * ** * * * * * * * * * * * * * * **** * * *** * * * *** *

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 12:34 | لینک ثابت |

             من میخوام از خودم رها شم ، نیمه ی دیگر تو باشم

در سکوت شبای غربت ، یار تو یاور تو باشم

چشم تو مثل یک ستاره ، روشنی بخش شب تاره

نت به نت ضربه های قلبت ، قصه ی عاشقونه داره

بر شب تیره تو سپیده ، از گریبان من دمیده

عید من از حالا رسیده ، رسیده باز رسیده

اگه دنیام برام یه شوره زاره ، ازآسمون اگه آتیش بباره

برای عاشقت فرقی نداره ، کسی رو نداره تو رو داره

وقتی که خسته از زمونه ، پر میشه باز پر از بهونه

سایبون میشه بر سر من ، دستای گرمت عاشقونه

شور صدها ترانه با تو ، قصه ی عاشقانه با تو

من اگر از دوباره خاکم ، رویش هر جوانه از تو

اگه دنیام برام یه شوره زاره ، ازآسمون اگه آتیش بباره

برای عاشقت فرقی نداره ، کسی رو نداره تو رو داره

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 8:43 | لینک ثابت |

به وسعت چشمت ...

بیا به وسعت چشمت ترانه می خواهم

برای گفتن دردم بهانه می خواهم

غروب شهر دلم را ببین و خود دریاب

طلوع کن که دلم را جوانه می خواهم

نمی شود که نباشم برای تو مجنون

جنون بده که پس از این فسانه می خواهم

اگر چه قصه ی مجنون نبوده جز لیلی

تو لیلی دل خود از زمانه  می خواهم

غمم زچهر ه مخوان تو که چهره پنهان کرد

غمی که مرغ پریش گفت دانه دانه می خواهم

ببین که موی مرا باد به شانه در هم ریخت

بیا که دست لطیف تو شانه می خواهم

گذشته عمر سیاهم بسان شب تاریک

تو را که نور امیدی به خانه می خواهم

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 8:42 | لینک ثابت |

فراموشت نخواهم کرد

 

فراموشت نخواهم کرد

 

فراموشم می کنی یا نه ؟

 

نمی دانم ؛ من اما غفلتی هرگز زیاد تو نخواهم داشت

 

حتی اگر در دل اسیر بدترین توفان احساس باشم

 

یا که گر حتی نباشد روزنی تا بتابد نورکی بر کلبه امید من

 

همچنان می خواهمت گفتن

 

من اما غفلتی هرگز زیاد تو نخواهم داشت

 

آری . . . . .

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 8:41 | لینک ثابت |

من کردم شما نکنید

 عشق را با التماس به ديگري ابراز نکن ، التماس او را عاشق نمي کند . عشق با واژه

 شروع نمي شود ، اما گاهي در واژه جلوه پيدا مي کند . عشق فراتر از گفته هاي تو و

شنيده هاي معشوق است . گاه ميتوان يک دنيا حرف زد؛ بي آنکه لب از لب باز کرد

 عاشق حقيقي التماس نمي کند . تملق و پافشاري نمي کند . فقط مي پذيرد و مي بخشد

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 8:40 | لینک ثابت |

من از روز ازل، دیوانه بودم

دیوانه روی تو،سر گشته موی تو

سر خوش از باده مستانه بودم

در عشق و مستی، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موی تو، تار و پود من

بی باده مدهوشم، ساغر نوشم

ز چشمه نوش تو

مستی دهد ما را ، گل رخسارا

بهار آغوش تو

چو به ما نگری غم دل ببری

کز باده نوشین تری

سوزم همچو گل ، از سودای دل

دل رسوای تو ، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون کشیدی مرا

روزی که دیدی مرا

بازا که در شام غمم صبح امیدی مرا

صبح امیدی مرا

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:46 | لینک ثابت |

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:45 | لینک ثابت |

خدا رو مي خوام.......

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:44 | لینک ثابت |

كاش......

کاش بودي تا فقط باور کني

بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

 


به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:44 | لینک ثابت |

..:: قسم ::..

 

 

ندانستم تمام حرفهایش فریب است
خنده هایش دروغ و بی احساس
گریه هایش هم کمی عجیب است
ندانستم ویرانگری آمده ویرانم کند
ساحر است می خواهد سحر سامانم کند
ندانستم رهگذر است، بهانه اش خستگی
برای اغفال من می آید از در دلبستگی
باورش کردم
و حرفهایش را شنیدم
دلم که با دلش یکدل شد جز آزار چیزی ندیدم
زبان بازیش که تمام شد
دل ساده ام که رام شد
دیگر دوست داشتنی در کار نبود
دیگر دوستی منتظر سر قرار نبود
راست و دروغ به عشق من قسم خورد
چیزی نگفتم من هر چه به روزم آورد
حالا خوب می فهمم معنی حرفهایش را
فریبی بیش نبود
او که دم از محبوبیت میزد
در شهر خود غریبی بیش نبود
او از عشق بی نصیب بود
او کارش فریب بود
او بازی می خواست، بازیچه زیاد داشت
یکی یکی می شکست و کنار می گذاشت
او همیشه فکر دلبری بود
چشمهای شیطان همه جا دنبال پری بود
او به وفا و صداقت کرده بود پشت
او عاشقانش را پنهانی با محبت می کشت

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:43 | لینک ثابت |

همش تقدیم تو ..... (دوستت دارم ...... )

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:42 | لینک ثابت |

اندازه عشق

                    

      هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره

 

          تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني

 

          اگه نگات کرد عاشقه،                              

 

          اگه خجالت کشيد برات ميميره

 

          اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره

 

          اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:42 | لینک ثابت |

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:41 | لینک ثابت |

و کلام اینگونه آغاز شد

برای من که بی تو مانده ام

و برای تو که رهایی از هر چه دلبستگیست

آری این آغاز کلام من است

آغاز داستان دلتنگی هایم

آغاز داستان بی تو ماندن هایم

و آغاز همه قصه تنهایی من

اولین کلام همیشه این است

سلام.

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:41 | لینک ثابت |

  دلم خیلی گرفته

نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم.

دلم میخواد  از این جا فرار کنم و برم یه جای دور ....

جایی که هیج کس من رو نشناسه......هیچ کس نباشه...سکوت و سکوت و سکون....

دلم می خواست کسی پیدا بشه و طاقت شنیدن این همه درد رو داشته باشه.....

این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک....این همه درد ......این همه کلمه ی نگفته........

این همه سکوت.......................

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:39 | لینک ثابت |

هركز نكو دوسم نداري....

 

هرگز نگو دوسم نداری که میمیرم تویی همه وجودم، عمر ، زندگیم، با تو زندگی برام

 زیباست اگر به من بهشتو بدن و بگن از تو دست بردارم قبول نمی کنم جهنمو ترجیح

میدم به شرطی که با تو باشم

به اشک چشم<-دو دیوانه و عاشق به اسم حسین و نازنین-> در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 12:38 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
گويند ضريح چشم تو معجزه دارد
اي كاش كه من زائر چشمان تو بودم

فهرست اصلی
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط مهديه خاني محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.

FallT Example Page

Effect on/off

تا عاشق & دیوانه نشدی سعی کن به وبلاگ ما نیای آخه مجنون بودن الکی نیست مجنون اگه به لیلی میرسید اینقد مشهور نمیشد مثل من و خواهرم
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

">






















New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ